خدايا

من همانم که در خلوت از تو حيا نکردم و در آشکار نيز مراقب فرمانت نبودم

من آنم که وقتي مژده گناهي را شنيدم، شتابان به سوي آن رفتم

تو مهلتم دادي، توجه نکردم

تو پرده پوشي کردي، حيا نکردم،

با آنکه ميدانستم از همه چيز خبر داري
 
ولي با تمام اين حرفها،

خدايا

با بردباريت مهلتم دادي و گناهانم را پوشاندي و مرا عقوبت نکردي

گويي که گناهانم را از ياد برده اي و از کيفرم در گذشته اي

از اين بالاتر، گويا تو از من شرم داري
 


بار خدايا

اين را هم ميداني که وقتي گناه ميکردم،

اعتقاد نداشتم که تو خداي من نيستي 

و ميدانستي که قصد لجبازي با تو ندارم
 
پس خدايا

مرا به حال خود رها مکن

چون با وجود تمام اين گناهان، خودت ميداني که دوستت دارم
 


/*-فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی